عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
اثبات حقانیت ولایت امیرالمومنین پس ازپیامبر
عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
شاید این سوال به ذهن خطور کند که:انسان امروز تا چه قدر به دین و پیام آسمانی نیازمند است؟به عبارت دیگر :آیا نیازهایی که انسان های گذشته را به سوی خدا و دین الهی می کشاند همچنان وجود دارد؟
پاسخ:
با نگاهی به سرنوشت انسان معاصر و شرایط کنونی او در می یابیم که نه تنها آن نیازهای بنیادین و جدی تر از گذشته پا برجاست،بلکه انسان امروز به شدت سرگردان است و اگر به خدا و پیام الهی روی نیاورد سرگردانیش شدیدتر و خطرناک تر خواهد شد.
در قرون 17،18 و 19 که علم پیشرفت خود را آغاز کرد و به سرعت توسعه یافت،چنین تصور می شد که می توان با کمک ان به نیازهای بنیادین بشر پاسخ گفت و دغدغه های جدی آدمیان را به آرامش درونی و آسایش در زندگی تبدیل کرد.امّا هر قدر که علم به پیش رفت و ابزار های کارآمد و موثری را در اختیار انسان قرار داد،بر نگرانی های وی افزوده شد؛ به گونه ای که در قرن بیستم انسان احساس کرد که سوال های بنیادیش بی پاسخ مانده است.انسان امروز می بیند که آرامش درونی اش کاهش یافته،هدف متعالی زندگی وی گم شده،ظلم و بی عدالتی گسترش یافته،دانش و تکنولوژی در خدمت اهداف ضد انسانی صاحبان زر وزور قرار گرفته،تروریسم به صورت فردی و دولتی آن جان انسان های مظلوم و بی دفاع را به راحتی می رباید،جهان به دو قطب محروم(با جمعیتی بسیار زیاد ) و ثروتمند(با جمعیتی بسیار اندک) تقسیم شده است،سلاح های مخرب با قدرت تخریبی فوق العاده در انبار ها انباشته شده،انواع مواد مخدر در شکل ها و اقسام مختلف در دسترس افراد قرار گرفته و فساد های گوناگون اخلاقی رواج یافته اند،قاچاق کودکان و فروش آنان در بازارهای مخفی جهانی برای استفاده های مختلف(از جمله فرش اعضا) رونق پیدا کرده و استفاده ی ابزاری از ظاهر زن برای فروش بیشتر کالاهای جاری و ثروت اندوزی ثروتمندان،کرامت و منزلت انسانی زنان را نزل داده است.
اگر از ظاهر زندگی تزیین شده ی انسان امروز عبور کنیم و به واقعیت درونی آن برسیم رنج بزرگ او را مشاهده می کنیم.انسان آخر قرن بیستم و ابتدای قرن بیست و یکم میلادی، بر خلاف انسان های قرن هفدهم و هجدهم،دریافته است که علم با همه ی فایده ها و خوبی هایش،به تنهایی نمی تواند او را از بحران های بزرگ رهایی بخشد و به نیازهای اساسی اش پاسخ مناسبی دهد.همین امر،انسان را برانگیخته است که بار دیگراهسته آهسته به خدا و دین روی آورد و رهایی از سرگردانی را در بازگشت به پیام الهی جست و جو کند. در نتیجه انسان امروز بیش از گذشته به پیام الهی نیازمند است.
در این میان،مسئولیتی سگین بر عهده ی ماست که از این موقعیت بهره ببریم و مردم دنیا را به بهترین دین خدا،معنویت و برنامه ی زندگی رهایی بخش آن دعوت کنیم.برای این کار باید ابتدا آگاهی عمیق و درستی از دین خود به دست آوریم و در پایبندی به آن بکوشیم و سپس با زیباترین روش ها به تبلیغ دین بپردازیم.
خوب است بدانیم که هم اکنون ترجمه ی قرآن کریم به زبان انگلیسی از پرفروش ترین کتاب هاست و شمار کسانی که در اروپا به دین اسلام در می آیند بیش از گروندگان به سایر ادیان است
حال ای برادر و خواهر شیعه و سنی
ما که از این گوهر ناب داریم استفاده می کنیم و لیاقت نوشیدن از سرچشمه ی پاک اسلام را پیدا کردیم نگذاریم دشمنان اتحادمان را بگیرد.بیاییم با هم کاوه ای یکتا و بینظیر بسازیم تا ضحاک زمان را به بند بکشیم
دشمنان ما بر سر شیعه یا سنی بودن کاری ندارند آنها مشکلشان با اسلام است
با آرزوی توفیقات روزافزون برای همه ی شما
غریبه چون که راحت گناه کردیم
غریبه به نامحرم نگاه کردیم
غریبه نامه فقط سیاه کردیم
امون ز غفلت امون ز تهمت
ازدست ما تو غیبته حضرت حجت
گناه شد عادت غیبت عبادت
جالب اینه گذاشتیم سر خدا هم منت
بگو خدا رحمی به حالم کن
لکه ی ننگم زلالم کن
بکش و تو علقمه چالم کن
خدا حلالم کن
خدا حلالم کن
شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر علمای
اهل تسنن

یكى از شبهاتى كه از سوی اهل تسنن مطرح مىشود این است كه جریاناتى چون سوزاندن درِ خانه حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و شهادت حضرت محسن(علیه السلام) در جریان هجوم به خانه و ... همه از كارهاى زشت و ناپسندى است كه آن را فقط شیعه نقل كرده و فاقد اعتبار است. ما در این مقاله قسمتى از عبارات و روایاتی كه علماى اهل تسنن از قرن سوم هجرى تاكنون در كتابهاى خود نوشتهاند را خواهیم آورد كه تصریحاً و تأویلاً اشاره به وقایع مذكور دارد.
به ادامه ی مطلب بروید
پاسخ به آن احمقی که دارد به اسلام و قرآن توهین میکند
سپاس خدایی را که با فرستادن پیامبرانش مردم را از گمراهی نجات داده و به سوی خیر هدایت کرد
سلام و درود خدا بر روح مطهر تمام پیامبران الهی مخصوصا"خاتم انبیا حضرت محمد مصطفی(ص) و خاندان پاک و طاهرش و لعنت خدا بردشمنان ایشان از امروز تا زمانی که خداخدایی میکند
و حال پاسخ این گستاخ
هر چقدر رو با این خضعبلات نجس کنی فکر میکنی ضربه ای به دین خدا وارد کردی نه اگه یه سگ دهنشو به دریا بزنه مگه آب دریا نجس میشه ؟ هنوز خیلی جوجه ای که بخای به پیامبر خدا توهین کنی از تو گردن کلفت هاش جرئت نمی کنن برو این چند روزه ی دنیا رو با بدبختی بگذرون
جواب اجمالي:
خلافت ابوبكر از همان روز اول در سقيفه بني ساعده مورد مخالفت عدهاي از صحابه بزرگوار از جمله امام علي ـ عليه السّلام ـ قرار گرفت. ولي امام علي ـ عليه السّلام ـ و عدّهاي از ياران آن حضرت بخاطر مصالح جامعه اسلامي با ابوبكر بيعت كردند و خلافت عمر ابن خطاب و عثمان بن عفان نيز با مخالفت جمعي از صحابه روبرو شد. و در نهايت باعث قتل عثمان به دست عدّهاي از مسلمانان كه در بين آنها صحابه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ هم حضور داشتند ، گرديد
برای دیدن جواب مفصل به ادامه ی مطلب رجوع نمایید
پیامبر در غدیر خم گفت علی ولی من می باشد و در زبان عربی ولی تنها معنی دوست می دهد نه بیشتر.
جواب:
من كنت مولاه فهذا على مولاه )).
لفظ ((مولا)) به حسب لغت برشانزده معنا اطلاق مى شود:
1- مالك 2- ربّ 3- معتق (آزاد كننده ) 4- معتق (آزاد شده ) 5- همسايه 6- خلف و قدام (يعنى پشت سر و پيش رو) 7- تابع 8- ضامن جريره (يعنى هم سوگند كه پيمان با او بسته باشند) 9- داماد 10- ابن عم 11- منعم 12- منعم عليه (انعام كرده شده بر او) 13- محب و دوست 14- ناصر و معين 15- مطاع و سيد 16- اولى به تصرف در امور.
هرگاه لفظى مانند ((مولا)) كه معانى متعددى دارد در جمله اى استعمال شود براى معناى آن بايد رجوع به قراين لفظيه يا عقليه نمود و پس از دانستن اين مطلب گوييم : در حديث متواتره غدير خم كه رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود:((من كنت مولاه فهذا على مولاه )) هيچ شكى نيست كه معناى مولا در اين حديث با دوازده معناى اوليه كه براى مولا ذكر گرديد غير مرتبط و هيچ مناسبت ندارد بلكه اكثر آن كذب و غير صحيح است چنانچه واضح است و معانى سيزدهم و چهاردهم كه دوست و ياور باشد اولا قرينه لفظيه يا عقليه موجود نيست كه اين معنا را تعيين كند و ثانيا اين دو معنا اختصاص به حضرت رسول ( صلّى اللّه عليه و آله ) و حضرت امير ندارد و مشترك است بين جميع مؤ منين يعنى هر يك از مؤ منين دوست يكديگرند چنانچه در آيه شريفه مى فرمايد:
(وَالْمُؤ مِنُونَ وَ الْمُؤ مِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلِياءُ بَعْضٍ...).
بلكه ملائكه هم دوست و ياور مؤ منين اند چنانچه مى فرمايد:
(نَحْنُ اَوْلِيائُكُمْ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ فِى الاْخِرَةِ...).
و ثالثا: قراين قطعيه عقليه و لفظيه موجوداست بر عدم اراده اين دو معنا و اين كه مراد همان معناى شانزدهم است و معناى پانزدهم با شانزدهم متقارب المفاد مى باشد و از جمله قراين لفظيه كه شاهد است بر اينكه مراد به مولا، اولى به تصرف است اولا جمله اى است كه رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) قبل از ((من كنت مولاه )) فرموده است :
((الست اولى بكم من انفسكم ؛ آيا نيستم اولى به تصرف به شما از جان شما))، بعد فرمود: ((من كنت مولاه ...؛ هر كس من اولى به تصرف هستم نسبت به او، پس على است اولى به تصرف نسبت به او)).
اين جمله قرينه لفظيه صريحه است بر اراده معناى شانزدهمى به طورى كه اراده معانى ديگر به وزن اين جمله غير معقول است به حسب قواعد عربيه و استعمال اهل لسان .
قرينه ثانيه قول عمر است كه گفت : ((بخ بخ لك يا على ! اصبحت مولاى و مولى كل مؤ من و مؤ منة )).
و ((ابن اثير)) در كتاب ((نهايه )) گفته مولا در كلام عمر در اين مقام به معناى اولى به تصرف است .
قرينه ثالثه قصيده ((حسان بن ثابت )) در ((غديرخم )) است كه بين خاصه و عامه مشهور و محل شاهد اين بيت است :
|
فقال له قم يا على فاننى |
|
رضيتك من بعدى اماما و هاديا |
پس معلوم مى شود كه بر حسان كه يكى از حاضرين مجلس غدير خم بود ظاهر بوده كه مولا به معناى اولى به تصرف كه همان معناى ((امام )) است بوده .
قرينه رابعه ، قول النبى ( صلّى اللّه عليه و آله ) : ((انت امام كل مؤ من و مؤ منة بعدى و ولى كل مؤ من و مؤ منة بعدى )) اين جمله را صدرالا ئمه اخطب خوارزمى از زيدبن ارقم و عبدالرحمان بن ابى ليلى و ابن عباس در اخبار حديث غدير خم نقل نموده و نيز احمدبن حنبل و ابن مغازلى شافعى و ابن مردويه به چندين روايت از بريده نقل نموده اند كه گفت از سفر يمن برگشتم و به خدمت رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) رفتم و خواستم شكايت از على بن ابى طالب نمايم ، رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) متغير شد و فرمود:
((يا بريد! الست اولى بالمؤ منين من انفسهم ؟)).
عرض كردم بلى يا رسول اللّه ! پس فرمود:
((من كنت مولاه فعلى مولاه ان عليا اولى الناس بكم بعدى )).
و از جمله قراين ، آيه مباركه :
(يا اَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رِبِّكَ...).)
و آيه شريفه :
(... اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ...).
و آيه شريفه :
(سَئَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ)
كه از معانى اين آيات شريفه و شاءن نزول آنها قطع حاصل مى شود كه مراد به مولا، اولى به تصرف است كه ((مقام امامت و خلافت )) مى باشد.
و از جمله قراين ، احمدبن حنبل و ديگران روايت نموده كه حضرت اميرالمؤ منين ( عليه السّلام ) در منبر مسجد كوفه قسم داد مسلمانان را كه هر كس فرموده هاى رسول خدا را در روز غدير خم شنيده بر خيزد و شهادت دهد، پس سى نفر برخاستند و شهادت دادند كه در آن روز رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) دست على بن ابى طالب ( عليه السّلام ) را گرفت و به مردمان فرمود:
((اتعلمون انى اولى بالمؤ منين من انفسهم قالوابلى يارسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله )).
آنگاه حضرت رسول ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرمود: ((من كنت مولاه فعلى مولاه )).
و از واضحات است كه اگر مولا به معناى اولى به تصرف نباشد و به معناى دوست يا ياور باشد معقول نخواهد بود استشهاد نمودن حضرت امير( عليه السّلام ) به اين كلام و قسم دادن اصحاب رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) را به اين كه هر چه شنيديد بگوييد؛ زيرا اگر مولا به معناى دوست و ياور باشد منقبت و فضيلتى براى آن حضرت نخواهد بود چون جميع مؤ منين شريكند در اين دو معنا چنانچه قبلا ذكر شد.
و از جمله قراين عقليه اين است كه بر هيچ عاقلى مخفى نيست كه با خصوصيات واقعه غدير خم كه زياده از هفتاد هزار عدد مسلمين بود و متفرق بودند واقلا اول و آخر آنها زياده از چهار فرسخ بوده امر رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) كه همه را جمع نمايند خصوص در وقت ظهر و در عين شدت گرما كه مردم عباهاى خود را به پاهاى خود پيچيدند و ردا را بر سر خود افكندند تا بتوانند شدت گرما را تحمل و توقف نمايند پس منبرى از سنگ و جهاز شتر ترتيب دهند و نيز نزول قافله در مكانى كه هيچ وقت معهود نبوده و بردن رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) حضرت امير( عليه السّلام ) را همراه خود بالاى منبر و بلند نمودن او را به طورى كه همه جمعيت او را ببينند و فرمودن اينكه : ((الست اولى بكم من انفسكم )) و پس از جواب بلى ، فرمودند: ((فليبلغ الشاهد الغائب به ان من كنت مولاه فعلى مولاه )) يعنى حاضرين به غايبين برسانند كه هر كه من مولاى اويم پس على مولاى اوست و بعد از آن دعا فرمودند: ((اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ...)).
اين همه قراين عقليه دليل واضحند كه مقصود رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله ) جز نصب نمودن على بن ابيطالب ( عليه السّلام ) به امامت و خلافت نبوده و از شخص عاقل اين همه تكلفات صادر نمى شود در بيان امرى كه واضح است و معقول نيست كه اين عده را جمع فرمايد كه فقط به مردم بگويد هر كه من دوست او هستم فلانى هم دوست اوست و براى توضيح بيشترى در اطراف اين حديث مبارك و جواب از شبهات مخالفين رجوع به كتاب ((كفاية الموحدين )) شود
منبع:کتاب 82 پرسش
نوشته ی آیت الله سید عبدالحسین دستغیب
اهل سنت عزیز...........
حال بیایم حرف شما را بپذیریم که ولی معنی دوست میدهد و ببینیم چه اتفاقی می افتد:اگر قبول کنیم در واقعه ی غدیر خم که پیامبر فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولا ، واژه ی مولی یا ولی به معنی دوست شود خوب ما و شما می دانیم و قبول داریم پیامبر معصوم از گناه است و عقل کل جهان ،حالا این پیامبر بیکار بوده و یا دیوانه بوده که به خاطر اینکه بگوید این علی دوست من است در آن گرمای سوزان بگوید نفراتی که رفتند بازگردند و عقبی ها زودتر برسند که فقط بگوید علی دوست من است .این دینی که پیامبرش مردم را آزار میدهد و سر کار می گذارد اصلا"چطور می خواهد انسان را به کمال دنیا و آخرت برساند با این پیامبر دیوانه(البته نعوذبالله) ببینید برادر من ،من هیچ دشمنی ای با سنی ها ندارم ولی خدا وکیلی با این اعتقاد شما اصلا" درستی اسلام زیر سوال می رود یعنی پیامبر برای اینکه بگوید علی دوست من است 124000 نفر را زیر آفتاب نگه می دارد این با عقل جور در می آید؟پس مسئله ی مهمی که ولایت و امامت است ایجاب می کند که این کار را پیامبر بکند
این مطالب در ۳ قسمت جمع شده است برای دیدن هر قسمت روی لینک مربوط کلیک کنید
اثبات حقانیت حضرت علی (ع) قسمت اول
اثبات حقانیت ولایت حضرت علی (ع) قسمت دوم
اثبات حقانیت ولایت حضرت علی (ع) قسمت سوم
امیدوارم ااز مطالب لذت ببرید
(تا شقایق هست زندگی باید کرد)
شاید آن روز خبری از دل پر درد گل یاس نداشت!
باید امروز نوشت:
هر گلی هم باشد،چه شقایق چه گل پیچک و یاس تا
نیاید گل نرگس زندگی بی معناست!
میلاد حضرت مهدی بر عدالت دوستان مبارک باد
نثار روح پر فتوح و منور پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) صلوات
آیا می دانید مدارک زیادی در کتب اهل سنت آمده که پیامبر اکرم(ص) حضرت علی (ع) را جانشین خود معرفی کرده است؟
از جمله :
تاریخ ابن جریر ،ج2، ص 62
کنزالعمال، ج6 ص 392
صحیح ترمدی،صحیح ابن ماجد، مسند احمد بن حنبل، ج 4 ص 281
مستدرک الصحیحین
تفسیر رازی
الصواعق المحرقه،ابن حجر ص 107
تاریخ بغداد
منبع مطلب:کتاب آیامی دانید، نوشته ی رضا جاهد ، ج2 ص 75
آیا می دانید فضائل حضرت علی (ع) در کتب اهل سنت
چیست؟
1) ابن مردویه فقیه اهل سنت در کتابش صفحه ی 66 به سند خود از ((خدیفه ی یمانی)) روایت کرده که پیامبر اکرم(ص) فرمود:علی (,) بهترین بشر است و هر کس او را رد کند کافر است
2)فقیه شافعی ابن مغازلی نیز در کتابش به سند خود از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده که فرمود: در جنگ احد جبرئیل در میان آسمان ندا کرد که شمشیری نیست جز ذوالفقار و جوانمردی نیست جز علی (ع)
(ابن مغازلی،المناقب،ص 197)
3)روایتی از((عطیه)) نقل شده است که گفت:از جابر بن عبدالله انصاری علی (ع) پرسیدند گفت: علی (ع) بهترین بشر است و در آن شک نمی کند مگر منافق
(مناقب ابن مردویه،به نقل احقاق الحق، ج 4 ص 357)
4)احمد بن حنبل در مسندش به سند خود از ((عبدالله بن عباس)) روایت کرده که گفت:شنیدم از رسول خدا (ص) گه فرمود:در قرآن آیه ای نیست که مومنان با ((یا ایها الذین ءامنوا)) مورد خطاب قرار گرفته اند،مگر این که علی(ع) در راس آنها و امیر و شریف آنهاست و خداوند در قرآن اصحاب محمد (ص) مورد خطاب قرار داده ولی از علی (ع) ذکر نشده مگر به خیر و نیکی
(محب طبری،ریاض النفرة،ص 207،مناقب خوارزمی ص 188)
5)ابن مغازلی در کتاب ((المناقب ص67)) به سند خویش روایت کرده که :پیامبر(ص) به علی (ع) فرمود:تو قسمت کننده ی بهشت و جهنمی و تو در بهشت را می کوبی و بدون حساب داخل آن می شوی.
6)احمد بن حنبل در مسند،ج3،ص483 و شافعی ابن مغازلی در المناقب ص 52 از چند طریق روایت کرده اند که پیامبر(ص) فرمود:ای مردم هرکس علی را اذیت کند مرا اذیت کرده است.
7)خطیب در تاریخ بغداد،ج13،ص32 از عبدالله بن مسعود نقل می کند که پیامبر اکرم(ص) فرمود:هرکس مرا دوست بدارد باید علی (ع) را نسز دوست بدارد و هر کس علی (ع) را دشمن بدارد،مرا دشمن داشته است و هرکس مرا دشمن بدارد خدا را دشمن داشته و هرکس هم خدا را دشمن بدارد خداوند او را داخل آتش می کند
8)دیلمی در ((کنوز الحقایق)) روایت می کند که رسول خدا(ص) فرمود:محبت علی (ع) حسنه ایست که با داشتن آن هیچ گناهی ضرر نمی رساند
(دیلمی،کنوزالحقایق،ص62)
9)خطیب در تاریخ بغداد،ج3،ص161 روایت کرده است که از رسول خدا(ص) پرسیدند که ار رسول خدا برای عبور از آتش جهنم جواز هست؟رسول خدا فرمود:آری،گفت آن چیست؟فرمود:حب علی بن ابی طالب(ع)
10)در کتاب شواهد التنزیل صفحه ی 200 به سند خود از عبدالله بن عباس در تأویل آیه ی شریفه ی ((وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ))[سوره ی انفال آیه ی 25]
معنی آیه:از فتنه ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی رسد بلکه همه را خواهد گرفت چرا که دیگران سکوت کرده اند و بدانید خداوند کیفر شدید دارد
گفت:چون آیه نازل شده پیامبر اکرم(ص) فرمود:هرکس به علی ظلم کند در نشستن وی به جای من پس از وفاتم،گویا نبوت مرا و پیامبران گذشته را انکار کرده است
(شواهد التنزیل ص 200 ـــــ الذخائر ص 71)شبه ی اول:اهل تسنن می پرسند که چرا در اذان نام حضرت علی (ع) را می برید؟
می دانید جوابش چیست؟
بروید به ادامه ی مطلب
حتما"دانلود کنید
سوالی که پرسیدی این بود :
میدونین که لقب حضرت عثمان ذین النورین بوده یعنی صاحب دو نور .اینو به خاطر اینکه دو تا از دخترای پیامبر زنش بودن.اینو هم شیعه ها هم سنی ها تایید کردن و چیز انکار ناپذیریه.
اینو قبول دارین که طبق آیات قرآن پیامبر بهترین الگو برای انسانهاست .یعنی به نظر شما پیامبری که معصومه و از گناه به دوره میاد دخترشو به یه ادم ... بده واینکه چرا به سنی ها اجازه ی ساخت مسجد ندادن؟
جوابش در ادامه ی مطلب است برو و ببین
موفق باشی
دوستان سلام
در اینجا سه شبهه از شبهاتی که اهل سنت بر شیعیان وارد می سازند را عرض کرده ایم و پاسخ آن را داده ایم از عزیزان در خواست می شود آنها را مطالعه کرده و نظر خود را بدهند و از برادران اهل تسنن خواستاریم که تعصبی عمل نکنند و با عقل و منطق مشکلات خود را مطرح کنند چون یک انسان به عنوان یک مسلمان که پیرو خدا و قرآن و پیامبر و سیره و سنت اوست باید عاقلانه برخورد کند و از تعصب و غرض ورزی کناره گیری کند .پست های پایانی وبلاگ که در مورد اثبات جانشینی حضرت علی (ع) است را حتما"بخوانید مخصوصا" سنی ها که دیگر حجت بر شما تمام کردیم و حال خود میدانید همان طور که گفتم باید با عقل و دلیل چیزی را پذیرفت ما دوستانه و بدول هیچ هتک حرمتی حقیقت را بیان کردیم روی ان فکر کنید و اگر با عقل جور بود بپذیرید که هست
شبه ی دوم: چرا شیعیان قبور امامانشان را با طلا و نقره زینت می کنند؟
جواب در ادامه ی مطلب
حتما"بخوانید
شبه ی سوم:چرا خود را برای امام حسین (ع) می زنید و زخمی می کنید در حالی که این کار حرام است؟
جواب در ادامه ی مطلب
روی ادامه ی مطلب کلیک کنید
اثبات حقانیت ولایت
امیرالمومنین (ع)
آیا تشیع حق است؟
دوستان می توانند ما را به
نام شیعه لینک کنند
ممنون می شویم
اجرتان با مولا
شناخت جایگاه شیعه در تاریخ اسلام و تبیین علمی و تاریخی حقانیت آن نباید ما را از مسئله ی مهم و حیاتی یعنی حفظ وحدت مسلمانان و تلاش برای سربلندی ،عزت،استقلال و حفظ منافع آن غافل کند[این چیزی است که دشمنان اسلام و امریکا و انگلیس میخواهند] باورهای مشترک فراوان،مانند اعتقاد به خدا ، پیامبر(ص) ،قرآن،قیامت و ... زمینه ساز وحدت بین ما مسلمانان است؛ به همین دلیل حفظ و تقویت وحدت بین شیعه وسنی و مبارزه با عوامل و برنامه های تفرقه انگیز یکی از اصول راهبردی انقلاب اسلامی است که هوشیاری و بیداری همگان را می طلبد.
درشرایطی که ستمگران جهانی و دشمنان عدالت و حق طلبی و معنویت حقیقت اسلام رانشانه رفته اند، بی توجهی به سرنوشت مسلمانان گناهی نابخشودنی است.دربیان اهمیت این موضوع همین بس که دشمنان سوگند خوردهی اسلام و مسلمانان با همه ی امکانات و جدیت تمام برای ایجاد تفرقه در میان مسلمانان می کوشند و می خواهند مانع وحدت،مشارکت و همکاری حقیقی آنان شوند.آن ها تلاش می کنند که پیام عدالت خواهی،حق جویی ، ازادگی معنویت گرایی و خداخواهی کتاب مسلمانان ـــ یعنی قرآن کریم ــــ به انسانهای حقیقت جوی جهان نرسد و مسلمانان همچنان عقب مانده و تحقیر شده بمانند.
امام خمینی(ره) معمار کبیر انقلاب اسلامی که همواره و در هر فرصت مسلمانان را به اتحاد و همبستگی دعوت می کردند در یکی از پیام های خود به مسلمانان چنین پیام می دهد:
(( ای مسلمانان جهان که به حقیقت اسلام ایمان دارید،به پا خیزید و در زیر پرچم توحید و در سایه ی تعالیم اسلام مجتمع شوید و دست خیانت ابر قدرت ها را از ممالک خود و خزائن سرشار آن کوتاه کنید و کجد اسلام را اعاده کنید و دست از اختلافات و هواهای نفسانی بردارید که شما دارای همه چیز هستید.بر فرهنگ اسلام تکیه زنید و با غرب و غرب زدگی مبارزه نمایید و روی پای خودتان بایستید))
صحیفه ی نور ،ج14ص83
ایشان در کلام دیگری ضمن نشان دادن محور اتحاد مسلمانان می فرماید:
((اگر مسلمانان به دستورات اسلامی رفتار کنند و وحدت کلمه ی خود را حفظ نمایند و از اختلاف و تنازع که مایه ی شکست آن هاست دست بکشند، در سایه ی پرچم لا اله الا الله از تجاوز دشمنان اسلام و جهان خواران مصون خواهند شد و دست شرق و غرب را از بلاد عزیز قطع خواهند کرد.زیرا هم عده ی این ها [منظور مسلمانان ]افزون تر و هم ذخایرشان بی پایان است و از همه بالاتر قدرت غیر متناهی خداوند پشتیبان آنان است و قدرت های بزرگ به اینان محتاج هستند.))
وحدت از دیدگاه امام خمینی کد277
با توجه به اهمیت ((وحدت)) که با حیات و عزت مسلمانان پیوند داردشایسته است برای تقویت و گسترش آن تلاش کنیم و ضمن جلوگیری از مطرح شدن سخنان و برنامه های تفرقه انگیز(که توسط دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه ارائه می شود) ودر کنار اطاعت از تعالیم اسلام و قرآن بکوشیم ،زمینه های تفرقه و دشمنی میان مسلمانان را در محیط اجتماعی خود از بین ببریم و هم بستگی و اتحاد آنان را افزایش دهیم
روزی رسول خدا(ص) به حضرت علی(ع) فرمود:((ای علی من شهر حکمتم و تو در آن هستی.هیچ گاه نمی توان وارد شهری شد مگر از در آن.دروغ می گوید کسی که می پندارد مرا دوست دارد در حالی کینه ی تو در ددل اوست زیرا تو از من هستی و من از تو،گوشت تو از گوشت من و خون تو از خون من و روح تو از روح من است.
نجات و رستگاری از آن کسی است که از تو پیروی کند و بدبخت کسی است که با تو مخالفت نماید و ان کس سود می برد که ولایت تو را بپذیرد . تهی دست کسی است که با تو دشمنی کند.کسی به فلاح(رستگاری) می رسد که پیرو تو باشد و به هلاگت می رسد کسی که از تو دوری گزیند.مَثَل تو و امامانِ از فرزندان تو مَثَل کشتی نوح است هرکس بر آن سوار شود نجات یابد و هرکس سرپیچی کند هلاک شود.مَثَلِ شما مَثَلِ ستارگان آسمان است که چون ستاره ای غایب شود ستاره ای دیگر طلوع می کند تا روز قیامت))
نامردان با علی چه کردند؟
نام ((شیعه ))از کجا پیدا شده و چه رابطه ای با اسلام دارد؟
آیا این نام پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و به وسیله ی یاران و پیروان ائمه علیهم السلام ساخته شده است؟
جواب این سوال در ادامه مطلب
حتما"بخوانید
تقدیم به روح پر فتوح مولا امیرالمومنین